متولد 8 مي 1975 در مادريد اسپانيا.انريکه در مسيري پا گذاشت که به راستي مسير تعالي و پيشرفت وي شد.پدرش هم از چهره هاي مطرح موسيقي اسپانيا به شمار مي رود.انتشار اولين آلبوم انگليسي زبان او برايش تبديل به يک خاطره فراموش نشدني شد.وي پس از انتشار اولين آلبوم خود در صنعت موسيقي جاودان شد وهنوز هم جزء پرفروش ترين چهره هاي موسيقي لاتين جهان به شمار مي آيد.اگر چه ممکن است "ريکي مارتين" چنين ادعايي را داشته باشد. انريکه اولين آلبوم خود را در سال 1995 و در سن 20 سالگي عرضه کرد. اگر چه طرح چنين آلبومي را از سن 16 سالگي برنامه ريزي کرده بود.يه جورايي از همين سن به طور پنهاني تو فکر چنين آلبومي بود.ايزابل و خوليو ، پدر و مادرانريکه چندان به هم نزديک نبودند و اگر چه او پسريک موسيقي دان مشهور بود ولي در طي دوران کودکي وي پدرش همواره ازخانه دور بود و دراين مدت پدرش عمدتا خارج از خانه با شغل موسيقي خودش مشغول بود. مادرش هم تقريباً ازخانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگاري در مادريد بود.به همين دليل انريکه تحت مراقبت و سرپرستي دايه اش « الويرا اوليوارس » رشد کرد.(در بخش "نکاتي درباره انريکه از 55" مورد مربوط به همين الويراست که عکسش هم در ادامه ي همون مطلب ببينيد.)
او دوران کودکي اش را در ميامي به سر برد. او در هفت سالگي به همراه پدر عازم ميامي شده بود که علت آن فعاليت پدر بزرگ وي و گروههاي مافيايي بود. او درباره پنهان نگه داشتن علاقه اش به موسيقي در مقابل والدين خود مي گويد : « من هرگز نخواستم به والدين خود بگويم؛ احمقانه به نظر مي رسد ، من به آنها احترام مي گذاشتم و احساسي من را منع مي کرد؛ درست شبيه اينکه شما شام مي خوريد و سر شام مي گوييد : پدر من مي خواهم خلبان شوم و پدر شما مي گويد : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمي خواستم چنين حرفي را بشنوم. انريکه اين علاقه شديدش را به شکل يک راز(که البته الويراهم آن را مي دانست )نگه داشت.
آلبوم نخست انريکه موفقيت زيادي به همراه داشت و در آن موقع بيش از 6 ميليون نسخه فروش رفت.آلبوم دومش Vivir هم بيش از 8 ميليون نسخه فروش کرد.و ديگه در اين موقع بود که حسابي پول پارو ميکرد.استعداد انريکه باعث گسترش حوزه خوانندگي او به چندين زبان گرديد (اصلآ اين يکي از دلايل تمايز سبک انريکه با ديگران است). او به تلويزيون MTV گفت : « بله ، من مي خواهم بهترين خواننده هر دو زبان باشم.» اسپانيايي و انگليسي.من علاقه دارم موسيقي پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون يک کودک روز به روز افزون مي شود.
انريکه يک موسيقي دان ساختار شکن نيست، او خود در اين باره مي گويد : «اکنون همه درباره جنبش هاي هنري لاتين و ساختار شکني مي گويند، من از اين کلمه تنفر دارم و هرگز نخواستم که زير فشار اون کار کنم.؛ ساختار شکني بدون دليل.» (ساختارشکني يا crossover يه چيزي تو مايه هاي ايجاد تنوع بي دليل و حساب نشده است) .
انريکه به زبانهاي ايتاليايي ، پرتغالي ، انگليسي و زبان مادري اش ؛ يعني اسپانيايي ترانه مي گفت و اين در نوع خود بي نظير است. وي در ابتدا به ياد گيري زبان انگليسي پرداخت و اولين آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگليسي عرضه کرد. در سال 1996 ، انريکه جايزه « گرمي آوارد » را براي اجراي بهترين موسيقي لاتين از آن خود کرد. در سال 1997 هم جايزه « بيلبورد آوارد » را براي بهترين آلبوم سال بدست آورد. در نهايت او جايزه پرطرفدار ترين هنرمند مرد لاتين در عرصه موسيقي را کسب کرد. جايزه اي که مي تواند مدرکي بر تسلط بي چون و چراي او بر جو موسيقي لاتين باشد. اينجا بود که اين موضوع به خيلي از افراد ثابت شد. از جمله رقيبان سرسخت انريکه.ادامه ي اين مطلب رو که درباره ي درگيري هاي حرفه اي انريکه و حاشيه هاي اونه به زودي براتون مي ذارم.اميدوارم حتمآ بخونيد.